السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
109
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
ما همگام با مؤلف بزرگوار ، نخست ، اشكال موردنظر را تشريح كرده و سپس پاسخهاى ديگران را نقل و نارسايى هريك از آنها را تبيين مىكنيم و در مرحلهء سوم ، پاسخ مؤلف بزرگوار را شرح مىدهيم . بيان اشكال معمّايى كه مطرح شده و انديشمندان براى حلّ آن به تلاش و تكاپو افتادهاند اين است كه « براساس پذيرش اصل وجود و اعتبارى بودن ماهيت و پذيرش قاعدهء فرعيت ، عروض وجود بر ماهيت يكى از دو محذور را در پى خواهد داشت : 1 . پيشى گرفتن يك چيز بر خودش ( - تقدّم الشّىء على نفسه ) ، 2 . تسلسل وجودهاى نامحدود » . توضيح اينكه : به مقتضاى اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ، هستى ماهيت و ثبوت آن ، به واسطهء وجود بوده و ماهيت ، منهاى وجود ، هيچ نحوه ثبوتى نمىتواند داشته باشد . از طرف ديگر ، قاعدهء فرعيت مىگويد : « ثبوت يك شىء براى شىء ديگر ، فرع بر ثبوت شىء دوم است » . به ديگر سخن : « ب » وقتى مىتواند بر « الف » عارض شود كه « الف » پيش از عروض « ب » ، ثبوت و تحقق داشته باشد . با توجه به دو اصل ياد شده - يعنى اصالت وجود و قاعدهء فرعيت - عروض وجود بر يك ماهيت ، مثلا ماهيت انسان ، مستلزم پيشى گرفتن شىء بر خودش و يا تسلسل مىباشد - كه هردو محال هستند - زيرا به مقتضاى قاعدهء فرعيت ، بايد انسان - كه معروض وجود است - پيش از عروض وجود بر آن ، ثبوت و تحقق داشته باشد . از سوى ديگر ، به مقتضاى اصالت وجود ، ثبوت و تحقق هر ماهيتى - از جمله انسان - به واسطهء وجود مىباشد . بنابراين ، بايد ثبوت پيشين ماهيت انسان به واسطهء يك وجودى باشد . حال اگر بگوييم : اين وجود - كه ثبوت پيشين ماهيت را تأمين مىكند - همان وجود نخست است ، لازمهاش آن است كه اين وجود ، پيش از آنكه بر انسان ، عارض شود بر انسان ، عارض شده باشد ؛ و اين همان محذور پيشى گرفتن شىء بر